دوبیتی شمارهٔ۲۵۳
درین بوم و برانم پرورش نه
شوانم جا و روزانم خورش نه
سری دیرم که مغزی اندرو نه
تنی دیرم که پروای سرش نه
دوبیتی شمارهٔ ۲۵۴
دلی همچون دل نالان مو نه
غمی همچون غم هجران مو نه
اگر دریا اگر ابر بهاران
حریف دیدهٔ گریان مو نه
دوبیتی شمارهٔ ۲۵۵
چو مو یک سوته دل پروانهای نه
بعالم همچو مو دیوانهای نه
همه مارون و مورون لانه دیرن
من دیوانه را ویرانهایی نه
دوبیتی شمارهٔ ۲۵۶
بدنیا مثل مو دل سوتهای نه
بدرد سوز غم اندوتهای نه
چسان بندم ره سیل دو دیده
که این زخم دلم لو سوتهای نه
دوبیتی شمارهٔ ۲۵۷
به کس درد دل مو واتنی نه
که سنگ از آسمون انداتنی نه
بمو واجن که ترک یار خود که
کسیس یارم که ترکش واتنی نه
دوبیتی شمارهٔ ۲۵۸
سحرگاهان فغان بلبلانه
بیاد روی پر نور گلانه
ز آه مو فلک آخر خدرکه
اثر در نالهٔ سوته دلانه
دوبیتی شمارهٔ ۲۵۹
نوای ناله غم اندوته ذونه
عیار قلب و خالص بوته ذونه
بیا سوته دلان با هم بنالیم
که قدر سوته دل دل سوته ذونه
دوبیتی شمارهٔ ۲۶۰
دلم از دست تو دایم غمینه
ببالین خشتی و بستر زمینه
همین جرمم که مو ته دوست دیرم
که هر کت دوست دیره حالش اینه
دوبیتی شمارهٔ ۲۶۱
چه باغ است اینکه دارش آذرینه
چه دشت است اینکه خونخوارش زمینه
مگر بوم و بر سنگین دلان است
مگر صحرای عشق نازنینه
دوبیتی شمارهٔ ۲۶۲
اگر شاهین بچرخ هشتمینه
کند فریاد مرگ اندر کمینه
اگر صد سال در دنیا بمانی
در آخر منزلت زیر زمینه
دوبیتی شمارهٔ ۲۶۳
دیم یک عندلیب خوشنوائی
که مینالید وقت صبحگاهی
بشاخ گلبنی با گل همی گفت
که یارا بی وفایی بی وفائی
دوبیتی شمارهٔ ۲۶۴
فلک در قصد آزارم چرائی
گلم گر نیستی خارم چرائی
ته که باری ز دوشم بر نداری
میان بار سربارم چرایی
دوبیتی شمارهٔ ۲۶۵
سر راهت نشینم تا بیایی
در شادی بروی ما گشایی
شود روزی بروز مو نشینی
که تا وینی چه سخت بیوفائی
دوبیتی شمارهٔ ۲۶۶
تو آری روز روشن را شب از پی
شده کون و مکان از قدرتت حی
حقیقت بشنو از طاهر که گردید
بیک کن خلقت هر دو جهان طی
دوبیتی شمارهٔ ۲۶۷
ته کت نازنده چشمان سرمه سائی
ته کت زیبنده بالا دلربایی
ته کت مشکین دو گیسو در قفائی
بمو واجی که سرگردان چرائی
دوبیتی شمارهٔ ۲۶۸
عزیزان از غم و درد جدایی
به چشمانم نمانده روشنائی
بدرد غربت و هجرم گرفتار
نه یار و همدمی نه آشنائی
دوبیتی شمارهٔ ۲۶۹
به هر شام و سحر گریم بکوئی
که جاری سازم از هر دیده جوئی
مو آن بی طالعم در باغ عالم
که گل کارم بجایش خار روئی
دوبیتی شمارهٔ ۲۷۰
ز کشت خاطرم جز غم نروئی
ز باغم جز گل ماتم نروئی
ز صحرای دل بیحاصل مو
گیاه ناامیدی هم نروئی
دوبیتی شمارهٔ ۲۷۱
الهی دل بلا بی دل بلا بی
گنه چشمان کره دل مبتلا بی
اگر چشمان نکردی دیده بانی
چه داند دل که خوبان در کجابی
دوبیتی شمارهٔ ۲۷۲
غم عالم نصیب جان ما بی
بدور ما فراغت کیمیا بی
رسد آخر بدرمان درد هرکس
دل ما بی که دردش بیدوا بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۷۳
وای آن روزی که قاضی مان خدا بی
به میزان و صراطم ماجرا بی
بنوبت میروند پیر و جوانان
وای آنساعت که نوبت زان ما بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۷۴
صفا هونم صفا هونم چه جابی
که هر یاری گرفتم بیوفا بی
بشم یکسر بتازم تا به شیراز
که در هر منزلی صد آشنا بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۷۵
عاشق آن به که دایم در بلا بی
ایوب آسا به کرمان مبتلا بی
حسن آسا بدستش کاسهٔ زهر
حسین آسا بدشت کربلا بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۷۶
بدام دلبری دل مبتلا بی
که هجرانش بلا وصلش بلا بی
درین ویرانه دل جز خون ندیدم
نه دل گویی که دشت کربلا بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۷۷
جهان بیوفا زندان ما بی
گل غم قسمت دامان ما بی
غم یعقوب و محنتهای ایوب
همه گویا نصیب جان ما بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۷۸
بسوی باغ و بستان لاله وابی
همه موها مثال ژاله وا بی
وگر سوی خراسان کاروان را
رهانم مو سوی بنگاله وا بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۷۹
زمشکتر سیهتر سنبلت بی
هزاران دل اسیر کاکلت بی
زآه و ناله تاثیری ندیدم
زخارا سختتر گویا دلت بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۰
بدریای غمت دل غوطهور بی
مرا داغ فراقت بر جگر بی
ز مژگان خدنگت خوردهام تیر
که هر دم سوج دل زان بیشتر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۱
مدامم دل براه و دیده تر بی
شراب عیشم از خون جگر بی
ببویت زندگی یابم پس از مرگ
ترا گر بر سر خاکم گذر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۲
ز آهم هفت گردون پر شرر بی
زمژگانم روان خون جگر بی
ته که هرگز دلت از غم نسوجه
کجا از سوته دیلانت خبر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۳
خوشا آندل که از خود بیخبر بی
ندونه در سفر یا در حضر بی
بکوه و دشت و صحرا همچو مجنون
پی لیلی دوان با چشم تر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۴
شبم از روز و روز از شو بتر بی
دل آشفتهام زیر و زبر بی
شو و روز از فراقت نالهٔ مو
چو آه سوته جانان پر شرر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۵
چه خوش بیمهربانی هر دو سر بی
که یکسر مهربانی دردسر بی
اگر مجنون دل شوریدهای داشت
دل لیلی از آن شوریده تر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۶
مدامم دل پر از خون جگر بی
چو شمع آتش بجان و دیده تر بی
نشینم بر سر راهت شو و روز
که تا روزی ترا بر مو گذر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۷
دل از دست غمت زیر و زبر بی
بچشمان اشکم از خون جگر بی
هران یاری چو مو پرناز دیره
دلش پر غصه جانش پر شرر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۸
هر آن باغی که نخلش سر بدر بی
مدامش باغبون خونین جگر بی
بباید کندنش از بیخ و از بن
اگر بارش همه لعل و گهر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۹
شوم از شام یلدا تیرهتر بی
درد دلم ز بودردا بتر بی
همه دردا رسن آخر بدرمون
درمان درد ما خود بی اثر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۹۰
دل تو کی ز حالم با خبر بی
کجا رحمت باین خونین جگر بی
تو که خونین جگر هرگز نبودی
کی از خونین جگرها با خبر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۹۱
خوشا آندل که از غم بهرهور بی
بر آندل وای کز غم بیخبر بی
ته که هرگز نسوته دیلت از غم
کجا از سوته دیلانت خبر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۹۲
هر آنکس مال و جاهش بیشتر بی
دلش از درد دنیا ریشتر بی
اگر بر سر نهی چون خسروان تاج
به شیرین جانت آخر نیشتر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۹۳
هر آنکس با تو قربش بیشتر بی
دلش از درد هجران ریشتر بی
اگر یکبار چشمانت بوینم
بجانم صد هزاران نیشتر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۹۴
خور آئین چهرهات افروتهتر بی
بجانم تیر عشقت دوتهتر بی
چرا خال رخت دونی سیاهه
هر آن نزدیک خور بی سوتهتر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۹۵
زخور این چهرهات افروتهتر بی
تیر عشقت بجانم روتهتر بی
مرا اختر بود خال سیاهت
ز مو یارا که اختر سوتهتر بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۹۶
چه خوش بی وصلت ای مه امشبک بی
مرا وصل تو آرام دلک بی
زمهرت ای مه شیرین چالاک
مدامم دست حسرت بر سرک بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۹۷
دلا راهت پر از خار و خسک بی
گذرگاه تو بر اوج فلک بی
شب تار و بیابان دور منزل
خوشا آنکس که بارش کمترک بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۹۸
شب تار و بیابان پرورک بی
در این ره روشنایی کمترک بی
گر از دستت برآید پوست از تن
بیفکن تا که بارت کمترک بی
دوبیتی شمارهٔ ۲۹۹
دلا راه تو پر خار و خسک بی
درین ره روشنایی کمترک بی
گر از دستت بر آید پوست از تن
بیفکن تا که بارت کمترک بی
دوبیتی شمارهٔ ۳۰۰
زشورانگیزی چرخ و فلک بی
که دایم چشم بختم پر نمک بی
دمادم دود آهم تا سما بی
پیاپی سیل اشکم تا سمک بی

گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان
شعر و ادب و عرفان و آدرس http://www.sheroadab-zt.loxblog.com لینک نمایید
سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 11
بازدید هفته : 947
بازدید ماه : 933
بازدید کل : 100263
تعداد مطالب : 1102
تعداد نظرات : 48
تعداد آنلاین : 1